و بمانی
◷
تاریخ انتشار: 1398/8/22 | ساعت: 14:56
دلم از پاییزِ امسال...یک زمستانِ سخت میخواهد ...!یک برف، یک کولاک که ببارد ، که ببارد ...و تمام راهها بسته شوند،و توچارهای جز ماندن نداشته باشی !و بمانی ...!
پاییز کوتاه است
◷
تاریخ انتشار: 1398/8/22 | ساعت: 14:56
پاییز کوتاه است جانممهرش رفت، آبان هم رفت...و یک آذر بیشتر نماندهجیبهای لباسم رابرای دستهای تووووو بزرگ دوخته ام!از من گفتنچندوقت دیگر صدای خشخش برگها میخوابدهنوز هم قصد برگشتن نداری؟
تا فراموشم کنی
◷
تاریخ انتشار: 1398/8/22 | ساعت: 14:56
شعر بودیآمدی به ذهنمنوشتم اتتا از یادم نرویباران بودمباریدم در شب تنهایی اتپنجره را بستیتا فراموشم کنی .....
سخت است
◷
تاریخ انتشار: 1398/8/22 | ساعت: 14:56
سخت است ؛ خیلی سخت وقتی بدانی او کجای زندگی توست ! ولی ندانی تو کجای زندگی او هستی … !!!
روز مبادا
◷
تاریخ انتشار: 1398/8/22 | ساعت: 14:56
وقتی تو نیستینه هستهای ما چونان که بایدندنه بایدها...مثل همیشه آخر حرفمو حرف آخرم رابا بغض میخورمعمری است لبخندهای لاغر خود رادر دل ذخیره میکنم:باشد برای روز مبادا!اما در صفحههای تقویمروزی به نام روز مبادا نیست...
گفتگوهای تنهایی 5
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/1 | ساعت: 20:44
تـــو دو حرف بیشتر نیست،کلمه ی کـــوتاهیکـــه برای گفتنش...جانم به لب رسید و ناتمــــام ماند... هوای فاصله سرد استاز کلاف دلمخیالی گرمبر تن تو می بافم آيينه ي اتاقت را با آيينه ي اتاقم عوض مي کني؟ آخر
سیگار پشت سیگار
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/1 | ساعت: 20:44
تمام اتاقم بوی دود گرفته است اما چه فایده؟نمی دانم سیگار ها کوچک شده اند ...یا دردها بزرگ
گفتگوهای تنهایی 6
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/1 | ساعت: 20:44
باید قاب بگیرم حرفهایت را که همه "عكس" شدند!!خیالت راحت...این آدمها، این لبخند ها...هیچ کس و هیچ کدام...وفاداری ام به " تو " را سست نمی کند.دلت قرصلعــــنت به آن بوسه اي كه شيريني اش، تلخترين خاطره ام
گفتگوهای تنهایی 7
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/1 | ساعت: 20:44
این دنیا تاب خراب شدن سر بی کسی های مرا ندارد... هی لعنتی! ده ساله های جغرافیا پاس نکرده هم میدانند تــــــــو استوای دنیای منی نه در آغوشـم نه در نفـس هایم نه در دلـمکه در گلوی منی بغض کـرده ای و مر
باز با این همه هروقت غمی شِیهه کشید من ....
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/1 | ساعت: 20:44
روز میلاد من است آمدهام دست کشمبه سر و گوشِ عرق کردهی دنیای خودمقول دادم که در این شعر فقط من باشمتا خودم با همه خود باشم و تنهای خودمردِ انگشتِ تو بر سینهی سیب است هنوزمن غلط کرده و مغضوبِ خداوند
یک روز میآیی که من ...
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/1 | ساعت: 20:44
یک روز میآیی که من دیگر دچارت نیستماز صبر لبریزم ولی چشم انتظارت نیستمیک روز میآیی که من نه عقل دارم نه جنوننه شک به چیزی نه یقین ، مست و خمارت نیستم شبزنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی تو بیقرار
رنگ سال گذشته را دارد همهی لحظههای امسالم
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/1 | ساعت: 20:44
رنگ سال گذشته را دارد همهی لحظههای امسالمسیصد و شصت و پنج حسرت را همچنان میکشم به دنبالمقهوهات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمیگنجمدیدهام در جهان نما چشمی که به تکرار میکشد فالمیک نفر از غب
می رفت دل به سمت وسوسه اما هنوز هم ...
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/1 | ساعت: 20:44
شب در طلسم پنجره وا مانده بود و من بغضــی میان حنجره جا مانده بود و من با آن همـــه غریو و غـــرور پلنگی ام یک دره انعکاس صدا مانده بود و من بر خانه ای که آینه حسی سه گانه داشت ابلیس مانده بــود
تو معروفی به دل کندن… مونالیزا به لبخندش
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/1 | ساعت: 6:18
به تو خو کرده ام، مانند “سربازی” به “سربندش”تو معروفی به دل کندن… مونالیزا به لبخندشتو تا وقتی مرا سربار می بینی، نمی بینیدرخت میوه را پرُبار خواهد کرد پیوندش!به تو تقدیم کردم از همان اول، دلت را زد…ب
به مناسبت روز معلم
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/1 | ساعت: 6:18
معلمت همه شوخی و دلبری آموختجفا و ناز و عتاب و ستمگری آموختغلام آن لب ضحاک و چشم فتانمکه کید سحر به ضحاک و سامری آموختتو بت چرا به معلم روی که بتگر چینبه چین زلف تو آید به بتگری آموختهزار بلبل دستان س
متن آهنگ به یاد ماندنی حسین قوامی با شعری از هوشنگ ابتهاج
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/1 | ساعت: 6:18
شبی که آوای نی تو شنیدمچو آهوی تشنه پی تو دویدمدوان دوان تا لبه چشمه رسیدمنشانه ای از نی و نغمه ندیدمتو ای پری کجائی که رخ نمینمائیاز آن بهشت پنهان دری نمیگشائیمن همه جا پی تو گشته اماز مه مهر نشان گر
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/1 | ساعت: 6:18
تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانندش رامنم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کردغزل و عاطفه و روح هنرمندش رااز رقیبان کمین کرده عقب می ماندهر که تبلیغ کند خوبی دلبندش رامثل آن خواب
گفتگوهای تنهایی 1
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/1 | ساعت: 6:18
اگر می خواهی مرا ببينی پلكهايت را روی هم بگذار و چشمهايت را ببند... من همان كسی هستم كه هيچ وقت مرا نديدی امشب که یک ساعت به زمانم اضافه شده از همیشه غمگین ترم... میدانی چرا؟ به این فکر میکنم که یک سا
گفتگوهای تنهایی 2
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/1 | ساعت: 6:18
میآيیمیمانیمیروینمیآيیاين فعلها را هرجور که صرف کنم،تو آدم ِ ماندن برای هميشه نيستی دوست داشتن به تعداد دفعات گفتن نیست... حسی ست که باید بی کلام هم لمس شود... اگه میخوای بری واقعا برو برای همیش
باید تو را همیشه به دقت نگاه کرد
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/1 | ساعت: 6:18
باید تو را همیشه به دقت نگاه کردیعنی نه سرسری، سر فرصت نگاه کردخاتون! بگو که حضرت خالق خودش تو راوقتی که آفرید چه مدت نگاه کردهر دو مخدرند که بیچاره می کنندباید به چشم هات به ندرت نگاه کردهر کس نظاره کرد تو را دلسپرده شدفرقی نمی کند به چه نیت نگاه کردعارف اگر برای تقرب به ذات حقزاهد اگر برای ملامت ن...