امشب تو را آرزو نمیکنم
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/6 | ساعت: 18:27
امشبآرزو میکنم کهفردا و فرداهایشیادت نرودکه منآرزوی امشبت بوده ام!هر سال تو را آرزو میکردمو تو انگار دوست داشتی آرزوی من بمانی،براورده نمیشدی!امشب تو را آرزو نمیکنمبه جایش هزار اتفاقی را که تو در آنها شریکِ من خواهی بود،آرزو میکنم!حالا تو بگواز آرزوهای بزرگ و کوچک امشبت؟من کجای آرزوهای توام؟
هفت سین
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/6 | ساعت: 18:27
سین اول ساقی چشمش که مستم کرد ورفتعاشق فارغ ز هرچه بود و هستم کرد و رفت سین دوم ساغری که از می اش مستم هنوزاز تمام آرزو ها ، دست شستم کرد ورفت سین سوم سینه ای کز هجر سوزاندو دریغخانه ویرانه ای از پای بستم کرد و رفت سین چهارم سالهای رفته از دستم فغان پاکبازی که به سوگ دل نشستم کرد ورفت سین پنجم سنگدل...
دریا کنار چشم تو
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/6 | ساعت: 18:27
بوی دریا میدهد دریا کنار چشم توعشق میریزد فقط از ابشار چشم تو من که شاعر نیستم این بیتها را از کجا.... از کجا اورده ام؟از اعتبار چشم تو بازهم شب شد و دریا سر به خاموشی سپرد باز من ماندم و دل دل, بیقرار چشم تو پای فانوسی که سو سو میزند امید را مینشینم تا سحر چشم انتظار چشم تو کاش یکشب تا سحر, تاصبح د...
آرزوی منی و ...
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/6 | ساعت: 18:27
تا به کی باشی و من پی به حضورت نبرم؟ آرزوی منی و کاش به گورت نبرم
تو آرزوی فریبنده محال منی
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/6 | ساعت: 18:27
چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان ،نهان شده در جسم پر ملال منیخموش و گوشه نشینم ، مگر نگاه تواملطیف و دور گریزی ، مگر خیال منیز چند و چون شب دوریت چه می پرسمسیاه چشمی و خود پاسخ سوال منیچو آرزو به دلم خفته ای همیشه و حیفکه آرزوی فریبنده ی محال منیهوای سرکشی ای طبع من ،مکن ! که دگراسیر عشقی...
نشان آرزو
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/6 | ساعت: 18:27
دلم بعد از بسی منزل به منزل، در به در گشتننشان آرزویش را سرانجام از تو می گیرد ...
این دل دیوانه دست بردار نیست
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/6 | ساعت: 18:27
آرزو کردم تو را با اینکه گفتی می روی نازنینم آرزو که بر جوانان عار نیست ؛ گفتی از من دست بردار و رهایم کن ولیمن که باشم ؟ این دل دیوانه دست بردار نیست !
آرزو
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/14 | ساعت: 23:00
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟
یک شاخه رز ، یک شعر ، یک لیوان چایی
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/4 | ساعت: 22:57
یک شاخه رز ، یک شعر ، یک لیوان چاییآنقدر اینجا می نشینم تا بیایی از بس که بعد از ظهرها فکر تو بودمحالا شدم یک مرد مالیخولیایی بعد از تو خیلی زندگی خاکستری شدرنگ روپوش بچه های ابتدایی یک روز من را می کشی با چشمهایتدنیا پر است از این رمان های جنایی ای کاش می شد آخرش مال تو بودممثل تمام فیلمهای سینمایی...
زندگی بی دلخوشی سیگار دستم میدهد
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/4 | ساعت: 22:57
رفتی و بعد تو عشقت کار دستم میدهدبی تو دنیا یک طناب دار دستم میدهد دلخوشی ام بودی و دنیا تو را از من گرفتزندگی بی دلخوشی سیگار دستم میدهد + نوشته شده در شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط شبگرد |
بی تو به خدا نفس کشیدن سخت است
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/27 | ساعت: 12:33
گاهی به خدا نفس کشیدن سخت استیعنی نفسی تو را ندیدن سخت استبا زور مسکن قوی خوابیدنبا دلهره از خواب پریدن سخت استعاشق نشدی زندگی ات تلخ شودتا درک کنی که دل بریدن سخت استبعد از تو خدا شبیه تو خلق نکردیعنی که شبیه ات آفریدن سخت استهر روز سر کوچه نشستن تا شباز فاصله های دور دیدن سخت استحقا که تو سهم من ن...
این غزل را بغل کن به جایم
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/27 | ساعت: 12:33
گم شدم در شب لحظه هایم از تو باید بپرسم کجایم کاش امشب به خوابم بیایی کاش امشب به خوابت بیایم تو مرا خواستی از خدایت من تورا خواستم از خدایم من بدون تو ای ماه روشن مثل شبهای بی انتهایم هی قدم می زند در هوایت قلب مغرور سر به هوایم ماه را بوسه دادم به جایت این غزل را بغل کن به جایم بی تو در خلوتم گریه...
دیرتر سر میزنی و بی وفا تر می شوی
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/27 | ساعت: 12:33
هرچه با تنهایی من آشنا تر می شویدیرتر سر میزنی و بی وفا تر می شوی هرچه از این روزهای آشنایی بگذردمن پریشان تر، تو هم بی اعتناتر می شوی من که خرد و خاکشیرم! این تویی که هر بهارسبزتر می بالی و بالا بلاتر می شوی مثل بیدی زلف ها را ریختی بر شانه هاگاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی عشق قلیانی ست با طعم خ...
چه باشی یا نباشی من برایت آرزو کردم
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/27 | ساعت: 12:33
چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی ولی غم را نمیخوانی چه باشی یا نباشی من برایت آرزو کردمچه دردی بیشتر از این که این ها را نمی دانی برایم روز روشن بود میدانستم از اولکه میاید چنین روزی که میگوئی نمیمانی برای من که بعد از تو ندارم شاخه ی سبزیچه فرقی میکند دیگر هوای صاف و باران...
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/8 | ساعت: 23:58
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست عشق ...
اینجا دلم برای تو هی شور میزند
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/8 | ساعت: 23:58
تو نیستی و این در و دیوار هیچوقت...غیر از تو، من به هیچ کس انگار هیچوقت... اینجا دلم برای تو هی شور میزنداز خود مواظبت کن و نگذار هیچوقت... اخبار گفت شهر شما امن و راحت استمن باورم نمیشود اخبار هیچوقت... حیفند روزهای جوانی نمیشونداین روزها دومرتبه تکرار، هیچوقت من نیستم بیا و فراموش کن مراکی بودهام ...
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/26 | ساعت: 17:03
نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارن...
ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقم
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/17 | ساعت: 21:26
ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقمبا سرانگشت نسیم آمده بودی به سراغمزیر و رو کرد مرا دست نسیمی که خبر داشتمن خاموش سراپا همه خاکستر داغمبین آغوش تو بگذار بسوزم به جهنم-که به آتش بکشد باغ مرا چشم و چراغمبیت در بیت بیا پیرهنم باش از آن پسآشنا می شود آغوش تو با سبک و سیاقمحرف چشمان تو مانند غزل های ملمع...
اگر چه روز من و روزگار می گذرد
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/17 | ساعت: 21:26
اگر چه روز من و روزگار می گذرد دلم خوش است که با یاد یار می گذرد چقدر خاطره انگیز و شاد و رویایی است قطار عمر که در انتظار می گذرد
دلتنگی ام را از تو پنهان می کنم ، برگرد
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/8 | ساعت: 1:47
دلتنگی ام را از تو پنهان می کنم ، برگرد هر جور باشد چهره خندان می کنم ، برگرد با اینکه از این گریه های غم گریزی نیست بعد از تو آن را زیر باران می کنم ، برگرد بوی نوازش های دستان تو را دارد گیسوی خود را تا پریشان می کنم ، برگرد آرام می گیرد در آغوشم به جای تو بغض غریبی را که مهمان می کنم ، برگرد بی ت...