امشب که یک ساعت به زمانم اضافه شده از همیشه غمگین ترم... میدانی چرا؟ به این فکر میکنم که یک ساعت اضافه را بی تو چه کنم...؟
فنجان چای توام
ببین
چگونه قند در دلم آب می شود
به شوق لبت.
چقدر سخته با يه بغض سنگين فقط همدم تنهايي هاي ديگران باشي
وقتی به حرفهايم شک می کنی
آينه در آينه
می شکنم و
بند نمی خورم
ولی؛
فرقی به حال سپيدی موهايم که می کند
من سعی می کنم و
تو خوشبخت می شوی
نه؟!
بعضي آدم ها نقش صِفر رو بازي ميكنن تو زندگي اگه ضرب بشن تو زندگيت همه چيزت رو از بین میبرن...
آیا می دانی بدست آوردنت تنها “استثناء” درخواستن، توانستن است...
به سكوت متهمم نكنيد!
آوازهايم را
ميان آهنگ مخالف سازهايتان
از ياد برده ام!
این روزا عده ای یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی، من نگا ه نمیکنم بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی!!!!
این روزها
برایم
حضور سکوت را
تیک بزنید !
تلخ تر از آنم
که غیبت نخورم
برچسب:
نویسنده: ماهان نیکنام