خرید بک لینک
یک شاخه رز ، یک شعر ، یک لیوان چایی
آنقدر اینجا می نشینم تا بیایی

از بس که بعد از ظهرها فکر تو بودم
حالا شدم یک مرد مالیخولیایی

بعد از تو خیلی زندگی خاکستری شد
رنگ روپوش بچه های ابتدایی

یک روز من را می کشی با چشمهایت
دنیا پر است از این رمان های جنایی

ای کاش می شد آخرش مال تو بودم
مثل تمام فیلمهای سینمایی

امسال هم تجدید چشمان تو هستم
می بینمت در امتحانات نهایی

می بینمت؟...اما نه! مدتهاست مانده است
یک شاخه رز... یک شعر... یک لیوان چایی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت توسط شبگرد |

برچسب: شاخه,لیوان,چایی, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 22:57

صفحه بندی