خرید بک لینک

قاصدک, هان چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی اما، اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری، نه ز دیّار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک,
در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصدک, تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب !
قاصدک,
هان … ولی … آخر … ای وای
راستی آیا رفتی با باد ؟
با توام آی کجا رفتی ؟ آی !

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم
خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک,
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند...

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:12

صفحه بندی