از من دوری خیلی دور اما من تو را همین جا قاب گرفته ام کنار شعرهایم دست هایم ارغوان هایم کتاب هایم و تنهایی ام که بی تو هر روز وسیع تر میشود از من دوری
و من چقدر کلافه ام
راستی از آنجا که هستی بهار رد می شود؟ باران می بارد؟ گل های لاله عباسی صورتی کوچه های بن بست خیابان های خیس ترانه های قدیمی تو را بیادچیزی یا کسینمی اندازد ؟ مثلا ... بگذریم.